آخرین مطالب

عضویت در سامانه پیامکی با ارسال «عضویت» به 09199380946

صد و بیست و یکمین جلسه کاری راه بیداری

بسم الله الرَّحمن الرّحیم

 

  •  محورهای صحبت آقای علی اکبر جباری دبیر تشکل راه بیداری
  •  جلسه ۱۲۱ مورخ ۰۴/۰۴/۱۳۹۹

 

  • شهید بهشتی یک ملت بود

سالگرد شهادت شهدای هفتم تیر و سید الشهداء انقلاب اسلامی(شهیدبهشتی) را گرامی می داریم. این روزها جای بزرگانی همچون شهید بهشتی بسیار خالی است. این شهید بزرگوار بنیانگذار قانون اساسی، و در دوران پر التهاب اوایل پیروزی انقلاب، رئیس قوه قضائیه بود. برای انقلاب نظام سازی کرد و نظام را صاحب تشکیلاتی درحد و اندازه یک مملکت نمود. شهید بهشتی یاور دین و انقلاب بود و کارهای مفید و مؤثری را به تنهایی درمدت زمان کوتاهی انجام داد. شایسته است که افرادی همچون شهید بهشتی الگوی ما باشند تا بنگریم که چه کردند که به این درجه از توفیق رسیده و به تنهایی لنگر ثبات یک انقلاب شدند، چنین افرادی با عملکردهای درخشان، واقعاً جای عبرت آموزی دارند. ان شاالله بتوانیم رهروان نیکویی برای امام(ره)، شهدا و خصوصاً شهید بهشتی عزیز باشیم.

  • معجزات الهی در ابتدای انقلاب

بسیاری از اتفاقات ابتدای انقلاب شبیه معجزاتی بود که در صدر اسلام روی می داد. در مملکتی که تازه انقلاب شده بود، به فاصله کوتاهی پس از پیروزی انقلاب، دشمن در بسیاری از مناطق مرزی کشور(همچون کردستان، خوزستان، گنبد، سیستان و بلوچستان و آذربایجان غربی) بلواها و قائله های قومی به پاکرد که اوج آن در سال ۵۸ بود. در سال ۵۹ در شرایطی که ارتشمان از هم پاشیده و ساختارهایش به هم ریخته بود و فرماندهی کل قوا را بنی صدر خائن_که مأمور دشمن بود_ بر عهده داشت و از طرفی منافقین_که روزگاری در کنار انقلابیون با شاه مبارزه می کردند_ رو در روی انقلاب ایستاده و به مبارزه مسلحانه علیه نظام برخاسته بودند، وارد جنگ با دشمنی شدیم که تا بن دندان مسلح بود. در حقیقت اشرار شرق و غرب عالم(با هدف سرنگونی انقلاب) عوامل خود را دور تا دور مرزهای ما تجهیز کرده بودند. این حوادث، رویدادهای کوچکی نبودند و به حوادث صدر اسلام (که ممکن بود بر اثر آن ها بنیان حکومت حضرت رسول صلی الله علیه و آله برچیده شود) شباهت داشتند.

 در هر صورت با وجود شرایط بسیارحساس و شکننده، به لطف و مدد الهی و عنایت اهل بیت، این بحران ها یکی یکی از سر مملکت و انقلاب ما رفع شد و امورکشور پیش رفت. نظام تثبیت شد و دشمنان نتوانستند کاری انجام دهند. این ها همه نشانه و مایه عبرت و از جنس معجزاتی هستند که ما آیاتش را در قرآن خوانده بودیم.

 

  •  دادگاه آقای طبری

یکی از اعضاء سؤالی در رابطه با دادگاه آقای طبری و ارتباط رئیس سابق قوه قضائیه با آقای طبری و شبهاتی که در این رابطه وجود دارد، مطرح کرده اند. باید گفت با توجه به حجم عظیم مفاسدی که در پرونده آقای طبری برملا شده و سِمتی که ایشان در قوه قضائیه داشتند، بالاخره پای رئیس وقت قوه قضاییه نیز به ماجرای آقای طبری باز می شود. حال، این که سهم رئیس قوه در این پرونده چه قدراست، باید تأمل کرد تا فرآیند محاکمه پیش رود و ابعاد قضیه روشن تر شود. در هرحال نام و مسئولیت ایشان در این پرونده مطرح است.

  • حساسیت اداره کشور

اداره یک جامعه و کشور کار بسیار پیچیده ای است، آن هم کشوری مانند ایران که تنوع قومیتی بسیار بالایی دارد، و  به علت موقعیت سوق الجیشی و همچنین به خاطر مسائل ایدئولوژیکی که در ۴۰ سال اخیر پیدا کرده است، در معرض تهدیدات متنوعی می باشد. موقعیت ایران به عنوان چهار راه دنیا واقع بین دو دریای خزر و خلیج فارس، عبور جاده ابریشم از آن و اتصال شرق و غرب عالم(ازراه خشکی) به واسطه ایران، باعث شده که این کشور از گذشته های دور محل کشمکش و نزاع قدرت ها باشد. اداره کشوری که دور تا دور مرزهایش سنی نشین و حکومت آن شیعی است و در غالب مناطق مرزی آن قومیت هایی هستند که برخی از آن ها از قومیت ایرانی احساس استقلال می کنند، از حساسیت ویژه ای برخوردار است. اداره کشوری با این وسعت و ۸۵ میلیون جمعیت که ده ها پایگاه دشمن در اطراف آن قرارگرفته و با هزاران مشکل دست و پنجه نرم می کند، کار ساده ای نیست. ما باید به این مطلب توجه داشته باشیم. در اداره کشور، واقع بینی بسیار مهم است. البته باید آرمان گرایی خودمان را (حتی در برنامه ریزی ها) داشته باشیم، اما در مقام اجرا واقع بینی و واقعیت ها نقش مهمی دارند. اگر به این امر مهم توجه نکنیم به مشکل بر خواهیم خورد.

 

  • به کارگیری برخی اشخاص در مجمع تشخیص مصلحت

در رابطه با انتصاب رؤسای سابق قوای سه گانه در مجمع تشخیص مصلحت نظام(توسط مقام معظم رهبری) سؤالی به این مضمون مطرح است که با توجه به خطاها و برخی عملکردهای نا صحیح این افراد، چگونه رهبری برایشان حکم ورود به مجمع تشخیص می زند؟ در مورد رئیس جمهور سابق نیز عده ای شک و شبهه داشتند که چرا رهبری برای کسی که عملا رو در روی ایشان ایستاده و مقاومت کرده و ۱۱روز خانه نشین شده است، حکم عضویت در مجمع تشخیص مصلحت را می زنند؟ این اتفاق برای مجمعی که قرار است مصلحت نظام را تشخیص بدهد، چگونه قابل توجیه است و ما در این باره برای جوان ها و افرادی که برایشان سؤال پیش آمده است، چه جوابی می توانیم داشته باشیم؟

در چنین مواردی اولویت اول این است که ابتدا شک و شبهه خودمان برطرف شود. سعی کنیم یک جواب منطقی برای قانع کردن خودمان پیدا کنیم، خود را فریب ندهیم و در تعارف هم قرار نگیریم. آن گاه در مرحله بعد به دنبال اقناع دیگران باشیم. البته در خیلی از موارد شاید نتوانیم دیگران را قانع کنیم. حتی امامان معصوم (همچون امیرالمؤمنین و امام حسین علیهم السلام) نیز در برخی موضوعات مؤفق نشدند همه افراد جامعه را قانع کنند و در نهایت فجایع بزرگی نظیر عاشورا رخ داد.

 

  • حفظ حکومت اسلامی مهم ترین اصل است

افراد مسئله داری که رهبری جهت عضویت در مجمع تشخیص مصلحت برای آنها حکم زدند (هرچند جایگاه مردمی خودشان را ازدست داده اند) اما در بین سران دولت، موقعیتی ویژه دارند و در جامعه نیز جریان هایی پشت سرشان قرار دارد. اشخاصی که با جریانات رسانه ای و قدرت مالی، از آنها  حمایت می شود، نمی توان به راحتی حذف کرد یا رو در روی آنها ایستاد؛ زیرا بعضی وقت ها این افراد می توانند به پشتوانه این حمایت ها، اخلال ها و دردسرهای جدی برای حکومت ایجاد کنند. بسیاری از اوقات مصلحت ایجاب می کند که امام جامعه صبر کند تا با گذشت زمان، حقایق برای مردم روشن شود و آنگاه برخوردی انجام شود.

 

  • تأسی رهبری به سیره پیامبر وامیرالمومنین (علیهم السلام)

بعضی ها می گویند حضرت امیر در برخورد با کارگزارانشان مماشات نداشتند و با آنها برخورد می کردند. خیر! اینگونه نبوده که حضرت با همه کارگزاران برخورد کنند و یا برای خطاهای یکسان، برخوردشان یکسان باشد، بلکه طبق مصلحت عمل می کردند.

 در حکومت امیرالمؤمنین (علیه السلام) اشعث ابن قیس، رئیس قبیله کندی_بزرگ ترین قبیله کوفه_ هنگامی که استاندار آذربایجان بود، مرتکب فسادی شد و حضرت برکنارش کردند. در همان ایام که جنگی پیش رو بود اشعث از حضرت قهر می کند و لشکرگاه حضرت خالی می شود؛ یعنی مردمی که خود را  شیعه امیرالمؤمنین می دانستند، به همین سادگی به خاطر اشعث، امام جامعه را تنها می گذارند و به لشکرگاه نمی روند، تا حدی که امام برای دلجویی از اشعث _که فردی منافق و پلید بود و در نهایت باعث شهادت حضرت شد_ پرچم را از لشکرگاه برمی دارند و  بر سردر منزل او نصب می کنند تا لشکرگاه حضرت به واسطه سپهسالار شدنِ اشعث در آن جنگ، پر شود؛ یعنی نه تنها حضرت در آن موقعیت برخوردی نمی کنند، بلکه به خاطر مصلحت بزرگتری چون حفظ حکومت اسلامی مقابل دشمنان، دل اشعث را (با سپهسالار کردنش) به دست می آورند.

اطراف پیامبر پر از منافقینی بود که در امور حکومت اخلال ایجاد می کردند و حضرت هم مطلع بودند. گروهی از آنها دست به ترورحضرت زدند و نقشه ترور لورفت، با این حال حضرت اجازه ندادند که اسامی آنها اعلام شود. چون این افراد در بین مردم صاحب جریان قوی بودند و مردم به علت اعتقاد و گرایشی که نسبت به آنها داشتند نمی توانستند باور کنند که آنها چنین خیانتی را مرتکب شده اند، و اگر اسامی شان اعلام می شد، ممکن بود نسبت به پیامبر موضع بگیرند. در مورد سفارش پیامبر مبنی بر خلافت و ولایت امیرالمؤمنین(ع) تصور ما این است که اگر پیامبراکرم(ص) در واپسین روزهای حیات پر برکتشان، بر مکتوب نمودن سفارش خود اصرار می ورزیدند، چه بسا اتفاقات ناگوار پس از رحلت ایشان رخ نمی داد و امت اسلام به انحراف کشیده نمی شد. ولی واقعیت این است که حتی اگر این سفارش مکتوب هم می شد، باز هم آن حقی که باید ادا می شد، نمی شد. چون یک عده منافقِ قدرت طلب اطراف پیامبرجمع شده بودند تا به منافع خودشان برسند. البته یاران خوبی مانند سلمان و ابوذر و … هم در اطراف پیامبر بودند، ولی جریانی قوی که حامی این صحابه باشد، وجود نداشت.

  • نمونه هایی از مصلحت اندیشی های امام جامعه

اکنون امام جامعه ما همانند صدر اسلام درگیر چنین موضوعاتی هستند. شخصی مثل رئیس جمهور سابق با وجود کارهای ناصوابی که انجام داده، در جامعه دارای جریان و عقبه است و مردم آرام آرام باید متوجه شوند که این فرد چه کارهایی کرده است. اگر این فرد با عضویت در مجمع تشخیص مصلحت زیر نظر نباشد، معلوم نیست چه کارهای دیگری انجام بدهد یا در دام چه جریان هایی بیفتد. رئیس سابق مجلس شورای اسلامی شاید الان بین مردم جایگاهی نداشته باشد، اما بین دولتی ها برای خودش یک جریان قوی ایجاد کرده است؛ بنابراین مصلحت نیست که از نظر دور باشد؛ یا شخص دیگری که مسایل و مشکلات آقازاده هایش بر ملا شد و در ماجرای فساد کلاک هم دست داشت، ولی با ایشان برخوردی نشد و حتی مدتی رئیس بازرسی بیت رهبری بود. واضح ترین مورد از این نمونه ها اتفاقاتی بود که با نامه(بدون سلام) آقای هاشمی به رهبری(چندروز پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در خرداد ۸۸) رخ داد. به بیانی دیگر با این نامه فرمان آتش خطاب به فتنه گران صادر شد. برخی از فرزندان ایشان در کنار فتنه گران مقابل انقلاب ایستادند و در قیطریه کمیته ای تشکیل داده و ۳۰۰ نفر از اراذل و اوباش تهران را جهت اغتشاش سازماندهی کردند. به نظر بنده ضرر و خسارتی که ایشان در فتنه ۸۸ به انقلاب زدند، بیش تر از ضرر رئیس سابق دستگاه قضا بود. با این وجود، با ایشان نیز برخوردی نشد و تا پایان عمر در سِمَت خود باقی بود.

در فتنه  ۸۸ امام جامعه با سران فتنه (موسوی، خاتمی وکروبی) برخوردی که متناسب با عملکرد آنها باشد انجام ندادند. چون در آن مقطع زمانی، برخورد شدید با این افراد(مثلاً اعدام آنها) باعث می شد که به عنوان قهرمان به مردم معرفی شوند، از جنازه های آنها سوء استفاده های بسیاری شود و بخشی از جامعه(جمعیتی حدود ۱۲ الی ۱۳ میلیون) علیه حکومت موضع بگیرند. تنها برخوردی که انجام شد این بود که خاتمی ممنوع التصویر، و آن دو نفر دیگر محصور شدند. درصورتی که آنها بر علیه حکومت خروج کرده و باعث به زمین ریخته شدن خون بی گناهان بسیاری شده و مستحق اعدام بودند. حضرت آقا تا یک سال و نیم صبر کردند، ادعای تقلب اثبات نشد و این افراد رفیق اسرائیل، آمریکا و انگلیس و اراذل و اوباش شدند. در نتیجه بخش زیادی از بدنه ای که همراه آنها بود ریزش کردند و انقلابیونی که تحت تأثیر فضای زمان جنگ به موسوی رأی داده بودند از او رویگردان شدند؛ بنابراین حکومت این قصه را در بهترین حالت مدیریت کرد. این افراد اکنون زنده و درخانه های خود در حصر هستند. ارتباطهای آنها قطع شده و تلاش های عده ای از اصلاح طلب ها برای رفع حصر آنها بی ثمر بوده است.

 موضوع رئیس سابق قوه قضائیه نیز ازهمین منظر قابل بررسی است. مطلب دیگر این است که مجمع تشخیص مصلحت، یک نهاد مشورتی است و قانون گذار یا مجری قانون نیست. حضور افرادی که سالها سابقه کار اجرایی یا قانونگذاری داشته اند(و نظراتشان قابل اعتنا است) در این نهاد سبب می شود که از تجربیات آنها به نفع نظام، کمک گرفته شود.

 

  • روند دستگیری آقای طبری

در پرونده آقای طبری تشکل راه بیداری از خرداد ۹۸، برای این موضوع، فعال بود. طی یک ماه تا چهل روز در اعتراض به این که چرا آقای آملی آقای طبری را از قوه قضائیه به مجمع آورده اند تعداد بالایی تماس با مجمع تشخیص گرفته شد. اعتراض ما این بود که چرا یک فرد مفسد باید از قوه قضائیه به مجمع تشخیص بیاید؟ آن زمان به ما گفتندکه شما با چه مدرکی این آقا را مفسد می دانید و برای ادعایتان باید مدرک ارائه بدهید. می گفتند که رئیس قوه پرونده ایشان را بررسی کرده و مشکلی نبوده است. برای ما سؤال بود که چطور فردی با این همه اتهام دستگیر نمی شود؟ الحمدلله تشکل راه بیداری هدف گیری درستی داشت و در خرداد ۹۸ موضوع آقای طبری را رسانه ای کرد و مطالبه وسیعی را برای دستگیری این فرد شرور و فاسق ساماندهی کرد. این اعتراض ها ادامه داشت تا این که حدود چهل روز بعد، این آقا دستگیر شد. آقای طبری نمونه ای از همان افرادِ صاحبِ عقبه، نفوذ و جریان است. این فرد باید از همان روزی که نامش مطرح شد و مطالبات مردمی(توأم با اعتراضات تشکل راه بیداری) علیه او شکل گرفت دستگیر می شد؛ نه این که به مجمع تشخیص مصلحت هم برود و چهل روز بعد دستگیر شود. بعد از دستگیری ایشان، من از منابع موثق شنیدم که به دلیل آدم های زیادی که ایشان در جاهای مختلف داشته، اطلاعات سپاه نمی توانست این آقا را در تهران دستگیرکند! به همین سبب او را در ویلایش(در شمال) دستگیر کرده بودند.

 

  • ضعف نظارت ها، به مفسدین جرأت میدهد.

 فجایعی که آقای طبری در بیست سال اخیر انجام داده حاکی از این است که جریان های مردمی و امت حزب الله در مسئله نظارت و مطالبه گری از مسئولین، ضعیف عمل کرده اند. اگر مطالبه گری به حدکافی انجام می شد یک فرد با این فراغ بال نمی توانست یکه تازی کند. درطی این بیست سال حفاظت اطلاعات قوه قضائیه، دستگاه های نظارتی، سازمان بازرسی، دیوان محاسبات و سایر دستگاه های نظارتی ما کجا بودند که این آقا هر فسادی را انجام داده و هنوز هم دست از تفرعن(فرعونیت) خود برنداشته است و در دادگاه با وقاحت تمام(خطاب به قاضی) می گوید «من دوستانی دارم که تمام املاک خود را به نامم می زنند. اگر شما از این دوستان ندارید، مشکل خودتان است.»؟

ان شاءالله که در خلال برخورد قانون، اختلالی پیش نیاید وجریانی که پشت ایشان است از او حمایت نکند و ابعاد پرونده ایشان به خوبی روشن شود.

 

  • رسالت ما

ما به عنوان یک تشکل مردمی باید صاحب جریان باشیم. مانند رعد و برق نباشیم که در یک شب تاریک بیاید و برود؛ بلکه یک جریان ممتد و صاحب قدرت، نفوذ، رسانه، سرمایه و امکانات باشیم تا ان شاءالله بتوانیم به انقلاب، کشور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و  به دین خدا کمک کنیم.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


1 × 8 =

fa_IRPersian
fa_IRPersian