آخرین مطالب

عضویت در سامانه پیامکی با ارسال «عضویت» به 09199380946

صد و چهاردهمین جلسه کاری راه بیداری مسجد جامع امام سجاد

بسم الله الرَّحمن الرّحیم

 

  • محورهای صحبت آقای علی اکبر جباری دبیر تشکل راه بیداری 

  • جلسه ۱۱۴ مورخ ۰۳/۰۲/۱۳۹۹

  • گروه های جهادی؛ اولویت اول

توصیه ی بنده به بزرگواران (در خصوص افراد آسیب دیده از کرونا) این است كه، سعي كنند کمک‌هايشان را به گروه های جهادی و افرادی که می‌شناسند، برسانند. این حرف، به معنی نفی کمک از طريق نهاد هاي دولتی(کمیته امداد و هلال احمر) نیست. توجه بفرمایید كه اين دو مطلب با هم قاطی نشود. موضع ما در برابر هلال احمر و کمیته و … با  موضع غرب زده‌های داخلی و بعضی سلبریتي‌ها و … متفاوت است؛ منتها برخی افراد تحت پوشش هلال احمر و کمیته امداد نیستند؛ کمیته امداد و هلال احمر قانوناً نمی‌توانند مثلا به برادران افغانی و كلاً کسانی که کارت ملی ندارند، کمک كنند. الان در روستاهای مرزی افرادی داریم که شناسنامه وکارت ملی ندارند و كميته امداد و … نمي‌ توانند به آنها كمك كنند. از طرف ديگر، جاهایی مثل کمیته امداد، هلال احمر و … سیستم کارمندی وجود دارد. در اين سيستم قوانين دست و پا گير است. بعضاً پيش آمده كه بخواهند وسيله نقليه‌اي را در اختيار يك گروه جهادي قرار دهند اما به اين دليل كه بايد با پليس راهور هماهنگ شوند، اين وسيله را نداده اند؛ چون حال ندارند نامه هماهنگي را بزنند. البته در بين آنها انسان‌هاي دلسوزي هستند كه براي كمك به محرومين خيلي تلاش مي‌ كنند، منتهي بايد سيستم دولتي را بدانيم. ما نهاد هاي دولتي را نفي نمي‌كنيم و  حرف های مفتی که ضد انقلاب ها می زنند دادن كمك هاي مردمي‌ به فلسطين و لبنان و … – را تأیید نمی‌کنیم.  ما از نهاد های دولتی و حکومتی مثل کمیته امداد، سازمان بهزیستی و … قاطعانه حمایت می کنیم. 

اگر می خواهیم کمک کنیم، کمک هایمان را در اختیار گروه های جهادی و افرادی که داوطلبانه، با روحیه جهادی دنبال محرومیت زدایی هستند، بگذاریم . آنها در كمك كردن ملیت(افغانی، ایرانی و …)، عضویت (تحت پوشش کمیته امداد) و … برايشان اهمیتی ندارد. از طرفي کمیته امداد سقفی برای کمک دارد مثلا به يك خانواده ۵ نفره در ماه سیصد هزار تومان واریز می کنند و کمک دیگري هم نیست؛ و این مقدار برای برخی خانواده  ها با مشکلات درمانی، معیشتی و … کفایت نمی کند.

نكته بعد اين كه يكي از دوستان تعريف مي‌ كرد، در حادثه زلزله كرمانشاه، كاميون‌هاي هلال احمر حاوی كمك هاي مردمي(لباس و …)‌ را ديده اند كه در گوشه انباشته شده و تفكيك نشده و همين طور بلا استفاده مانده است در حاليكه همين كمك‌ها در گروه هاي جهادي تماماً، استفاده مي‌ شود .

 

  • چگونه از اتفاقات جلوتر باشیم؟

 

يكي از اعضاء گفته‌اند كه چرا ما از اخبار (مانند معدوم سازي جوجه هاي يك روزه) بی اطلاع هستیم؟

علت این است که ما باید یک نظمی در دنبال کردن اخبار داشته باشیم. مثلاً هر روز اخبار ۲۰:۳۰ را گوش کنیم؛ يا دو، سه تا سایت خبری (يكي از جبهه انقلاب و يكي از جبهه ضدانقلاب يا جریان مخالفمان) داشته باشیم و مرتب اخبار آن‌ها را دنبال کنیم. در اين صورت، در جریان بسياري از اخبار قرار می‌گیریم.

در عین حال باید فعالیت های گروه را اهم و مهم کنیم، اگر بخواهيم همه کارها را با هم پیش ببریم، طبیعتاً زورمان نمی رسد. برخی از اخبار در اولویت نیستند، بیش از حد ذهن ما را درگیر می‌کنند و موجب مي شود ما از اتفاقات اساسی، بازبمانیم . 

به وسیله کارتشکیلاتی از اتفاقات جلوتر باشیم؛ همین کاری که ما می‌خواهیم در گروه راه بیداری، انجام دهیم؛ منتها نكته‌اي كه وجود دارد، اين است که تصور بزرگواران این است که تشکل راه بیداری یک سازمان حکومتی با یک سری کارمند است كه کارشان این است که فکركنند، عملیات طراحی کنند و همه جوانب امر را هم بسنجند، به ما هم اعلام کنند تا ما عمليات را انجام دهیم؛ اين‌طور نيست!! ما نیاز به کمک داریم؛ در قسمت عملیات نیاز داریم افرادی، ساعت ها وقت بگذارند، دررابطه با اخبار، اطلاعات تکمیلی جمع کنند و این اطلاعات را تحلیل کنند تا از دل تحلیل‌ها، عملیات بیرون بیايد.

ما به جای این‌ که دنبال یک سفره آماده باشیم، بایدکمک کنیم یک سفره‌ای را (در تشکّل راه بیداری)پهن کنیم. برای این که از موضوعات عقب نباشیم، باید زحمت بکشیم. بيشتر وقت‌ها هم عقب نیستیم و (از رويدادها) مطلع می‌شویم،  منتها کسی نیست که بخواهد آن موضوع را پرورش بدهد. ماباید اولا بررسي كنيم كه آيا این اتفاقات منکر هست يا نه؟ سپس بررسي كنيم به کجا باید بگويیم و چگونه و از چه مسیری پيگيري كنيم تا مؤثرباشد؟ برخی از موضوعاتی که بنده اینجا اعلام می‌کنم عزیزانی درقسمت عملیات،  بالای۲۰ ساعت در هفته، با حضور در جلساتی و پیگیری از طریق چند نماینده، خبرنگار، وكيل، كارشناس و … ، به نتیجه رسیدند تا در نهایت بنده به اعضاء اعلام مي‌كنم با فلان جا تماس بگیرید و این طور بگوييد و … . 

 

  • روحيه انقلابي، لازم است اما کافی نیست! 

متأسفانه مشکلات مملکت ما زیاد است. ما برای این‌که عقب نیفتیم، نیاز به نیرو  آن هم نیروی انقلابی و جهادی (پایه کاراریم. یک ماه قبل،  آماری ازتماس ها خواندم، تماس هايي كه طرح ريزي عمليات روي آن انجام شده بود و تنها مي بايست تماس گرفته مي‌شد؛ متأسفانه اعداد روی ۹،۱۰، ۱۴و۱۵ وً نهایتاً ۲۰ می‌چرخید (خیلی کم است)!! براي این روند عملیاتی که در تشکل راه بیداری طی می شود، در مجموعه‌های مختلف حکومتی، سازمان‌های عریض و طویلي برای رصد اخبار، تحلیل، تصمیم‌گیری و عکس العمل مناسب درست شده است(سازمان پدافند غیرعامل و ارگان‌های… ) منتها چون سیستم کارمندی است، متأسفانه آن‌گونه که باید در این جنگ نابرابر به موقع نمی‌جنبند؛ لذا کارها باید «مردمی» پیش برود تا مشکلات حل شوند. البته نه اینکه در اين سازمان‌ها هیچ کاری نمی شود، آن‌ها دارند زحمت می‌کشند و اگر آن زحمات نبود، الان صدها قدم عقب‌تر از موضع کنونی بودیم؛ منتهابرای اینکه بتوانيم به سمت جلو پیش برویم و از موضع واکنش خارج شده، در موضع کنش قرار بگیریم، نیازبه روحیه انقلابی_ جهادی داریم. الحمدلله روحیه انقلابی کم نداریم؛ اما «روحیه جهادی» خیلی کم داریم!! منظور از روحیه جهادی این نیست که در مناطق محروم خانه ساخته شود، آن بخشی از روحیه جهادی است اما در واقع روحیه جهادی یعنی ببینیم کارِ بر زمین مانده چیست و سپس هرگونه سختی كه در انجام این کار (بر زمین مانده) وجود دارد به جان بخریم. یکی از این سختی‌ها در ابتدای کار این است که ما در بسياري از اين موارد تخصص نداریم. (زحمت یادگیری را به جان بخریم و فقط منتظر لقمه آماده نباشیم!)

 

  • تشخیصِ اهمیت موضوع و عکس العملی متناسب

یکی از بزرگواران پرسيده اند که “ما واقعاً باید در برابر تمامی اتفاقات عکس العمل نشان بدهیم؟ مثلا دررابطه با دستمزد کارگران، اینکه ماده ۴۱ فلان قانون را به عنوان خوراک فکری براي ما فرستاده‌اند، من چندین بار(آن مطلب را) خوانده‌ام، سردردگرفتم تا بفهمم چیست؟”

در پاسخ عرض مي‌كنم، آيا موضوع دستمزد کارگران موضوع مهمی نیست؟ آيا کارگران، به اندازه جوجه‌های یك روزه ارزش ندارند؟ ما چند ميلیون کارگرداریم که نه زیرخط فقر بلكه در اعماق اقیانوس فقر به سر می‌برند؟؟ موضوع مهم‌تر از اين چه می‌تواند باشد؟ ما برای موضوعاتي مثل جوجه يك روزه، سریال پایتخت و … خیلی عکس العمل نشان مي‌دهيم و جایی که باید برای پیگیری یک موضوع مهم، يك بند قانونی را بفهمیم، برایمان سخت می شود! چون حوصله نداریم، اتفاقا همین نقطه دشوار، نقطه جهاد ما است. اینکه ما بفهمیم مثلاً شَستا(شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی) چيست و چرا در حق کارگران ظلم می شود؟ 

بايد اخبار را رصد کنیم، موضوعات را اهم و مهم کنیم. بنده  موضوعات مهم را از دل صحبت‌های رهبر استخراج می‌کنم . مثلاً رهبر انقلاب چند بار درباره محصولات تراریخته صحبت کرده‌اند(در خصوص غذای توده مردم)؟ مقدار زيادي از گندم‌ها، بخشی از ذرت‌ها،چیپس، پفک و… تا ذرتي كه علوفه دام است همگی تراریخته اند. رهبرانقلاب چندباردرباره این موضوع صحبت کرده‌اند؟ مقصود اين نيست كه این موضوع مهم نیست و نباید حساس باشیم. عرض بنده این است که برای تشخیص موضوعات مهم تر باید به صحبت‌های رهبرمملکت (کارشناس‌ترین فرد در اداره امور مملکت) توجه کنیم. بسیاری از فرمایشات ايشان راهکارعملیاتی ندارند، نباید هم داشته باشد. جایگاه ايشان این نیست که در جزئیات، راهکار عملیاتی بدهند، راهکار عملیاتی را باید بدنه دولت و حکومت انجام دهند. ما تشکل های مردمی نیز (برای تسریع) باید دنبال عملياتي كردن این موضوعات مهم باشیم .

 

  • ضرورت بصيرت در جنگ سخت و نرم

در شرایط جنگ(اعم از سخت و نرم)، تشخیص خاکریز و نقطه ای که باید جهاد کنیم بسیار مهم است. به تشخیص درست خاکریز «بصيرت» می گويند. ما وقتي  خاکریز را درست تشخیص بدهیم، جهادمان معنا پیدا می‌کند. جهاد فیزیکی مثل تفنگ به دست گرفتن، بیل به دست گرفتن، پشت چرخ خیاطی نشستن و ماسک دوختن و … خيلي نیاز به فکرکردن ندارد، چون تکلیف معلوم است، (اما در جنگ نرم کار فکری عمیق لازم است تا تکلیف و خاکریزمان را تشخیص دهیم). در جنگ نظامی، دشمن، رو به روی شماست ( و خاکریز مشخص است) . عده‌اي فرمانده چند ماه زحمت می کشند، یک طراحی انجام مي‌دهند، بعد اقدام می‌کنند. اما در جنگ نرم، «همه باید فرمانده باشند»، همه باید درکشف موضوع (و تشخیص خاکریز) افسر باشند. 

 

  • جهاد در سختی ها و زحمات معنا پیدا می کند.

در همین گروه راه بیداری، گفتند فلان تماس را بگيريم، برخی -کم هم نبوده- گفته بودند ما انجام نمی دهیم چون قبول نداریم!! مثلا این همان سختی کار شماست، شما (فلان مطالبه را) قبول ندارید، اما عضواین گروه که هستید. زحمت بکشید، مطالعه کنید و براي ما دلیل بیاورید و ما را قانع كنيد كه چرا قبول نداریدتا ما از اين عمليات چشم پوشی کنیم. یا ما را راضی و قانع کنید یا قانع شوید. اما برخي (هيچ يك را انجام نمي دهند) و به جای این جهاد، صورت مسأله را پاک می‌کنند!!  بدين صورت، هيچ وقت کار پیش نمی‌رود.

در پاسخ به سوال یکی از اعضاء که “چگونه می توانیم جلو بیفتیم؟” بايد گفت، با زحمت کشیدن؛ باید مطالعه کنیم، منتظر نباشيم تا فلان فرد بزرگ، فلان عمار، فلان سخنران مشهور به ما بگويند چه کار کنیم، خودمان باید آستین بالا بزنیم و زحمت بکشیم. در تشکل راه بیداری همه باید کمک کنند، سفره را پهن کنیم. برخي از عزيزان در گروه، كاري به عهده مي‌گيرند اما انجام نمي‌دهند. برخي از بزرگواران در کنار فعالیت راه بیداری، فعالیت دیگری هم دارند _که در اولویت نیست_ و آن فعالیت دوم را به کار گروه ترجیح داده اند، چون راحت‌تر، شیرین‌تر و دلچسب‌تر است. اینان در واقع صورت مسأله را پاک کرده‌اند.

کشف حقیقت (و تشخیص تکلیف)، در دنیایی که رسانه هايش گرگ هستند، سخت است.

  • غلبه بر مقاومت اولیه ذهن، در برابر تحلیل موضوعات، با مطالعه

مطالعه و فهم یک سری قوانین برای رسیدن به تحلیلی درست کاری دشوار است [ما باید با روحیه جهادی این سختی را به جان بخریم، همانطور که] در دوره جنگ تحميلي، افرادی سالخورده با جثه ضعیف مجبور بودند یک مسیر ناهمواری را برای انجام عملیات، شب تا صبح بدوند که در حالت عادی توان راه رفتن در آن مسیر را هم نداشتند چه برسد که بدوند!! 

در حال حاضر عملیات [و جهادِ] ما، مطالعه، کارفکری(تحلیل)، کاررسانه‌ای، حول موضوعاتی است که تلخ هستند و لذت بخش نیستند. ما اگر زندگی‌نامه شهدا را، ساعت‌ها بخوانیم، خسته نمی‌شویم، اما در رابطه با مشکل حقوق کارگران و ظلمی که توسط دولت و مسئولین به ایشان می شود، حاضر نیستیم یك مطلب ۲ صفحه‌ای را که  شاید ۳ ساعت طول بکشد بخوانیم! در صورتی که بعداز۲-۳ ماه مطالعه و تحلیل در این زمینه، با ادبیات مطالب این چنینی آشنا می شویم و ذهنمان روان‌ترمی شود و خیلی راحت‌تر پیش می‌رویم. باید به این مقاومت اولیه‌اي که در ذهن ما وجود دارد، غلبه کنیم.

 

  • واقع بين باشيم!

بزرگواری از اعضاء پیشنهاد دادند برای پیگیری سریعتر مطالبات به آقای رئیسی پیامک بدهیم، اگر بخواهیم واقع بینانه نگاه کنیم رییس قوه قضاییه با آن سطح از مشغله و مطالبه ای که از ایشان می شود، آیا می رسند همه پیامک هایشان را ببینند و دستور رسیدگی بدهند؟؟؟!! قوانین و دستورالعمل های خیلی واضح، ازطرف رهبر، رئیس قوه ی قضائیه و … ابلاغ شده اما هنوز روي زمين مانده است. ما باید یك ذره پیشرفته‌تر و سطح بالاتر برای ارتباطمان با مسئولین فکر كنیم و طراحی داشته باشیم. 

 

  • در تشکل همگی رشد میکنیم.

 

ما در یک تشکل امر به معروف و نهی از منکرهستیم. اگر بخواهیم مطالبه گری هایمان جواب بدهد و مسئولین، نخبگان، علما و … نقدهایمان را بشنوند و ترتیب اثر بدهند باید اول نقدپذیری را از خودمان شروع کنیم و بتوانیم با رعایت احترام و حفظ حریم ها به يكديگر تذکر بدهیم. طی این نقد ها و مباحثات و اختلاف نظر ها، وجودمان صیقل می خورد و ذهنمان پخته تر می شود. من در جریان چالش ها و مباحثات درون تشکّل، نسبت به سال های گذشته احساس می کنم ذهنم توسط اعضای گروه صیقل خورده و پخته‌تر شده است و رشد کرده ام.(تشکر از اعضای گروه)

 

  • درک شرایط خاصِ(شیوع کرونا) ماه مبارک رمضان

۱ متاسفانه رمضان امسال از نعمت مساجد و هیئات و … محرومیم. حضرت آقا هم فرمودند که باید بتوانیم آن فضای معنوی که در مساجد و حسینیه‌ها است، در منازل پیاده کنیم . در پرانتز عرض بکنم. مواظب نقدهایمان در شرایطِ حساس(ترس و وحشت مردم از این ویروس) باشیم؛ نه جلوتر از رهبری بیفتیم و نه از ایشان عقب بمانیم، ایشان اگر نظری مبنی بر بازگشایی مساجد و اماکن مذهبی داشته باشند حتما مستقیم یا غیر مستقیم اعلام می کنند.

۲-  کسب وکارهايی تعطیل شده‌ و مشکلات عجیب و غریب اقتصادی پيش آمده است. اکثر مردم، این مشکلات را ناشی از کرونا می بینند و دوست دارند، هرچه زودترتمام شود. اصرار بر بازگشایی مساجد، امامزاده ها و مکان های مذهبی به جنگ رسانه‌اي دشمن کمک می‌کند. بسته شدن مساجد و … اتفاق خوبی نیست، منتها باید حواسمان باشد كه ما در جنگ هستیم. اکثریت مردم دیدگاه هایی با این غلظت ندارند و ما هم تنها ۱۰-۱۵ درصد جامعه هستیم.

در ماه مبارك مي‌‌شود برای ختم قرآن و دعاهای این ماه قرارهایی گذاشت. به شوراي فرهنگي پیشنهاد می دهم  اگر زمینه فراهم  باشد، ساعت‌های مشخصی در ماه  مبارک  را  دسته جمعی به خواندن قرآن و یا دعای افتتاح و … بپردازیم که هم از معنویت این ماه بهره مند شویم و هم آن فضای معنوی که رهبری امر کرده اند در خانه هایمان ایجاد کنیم. 

 

  • عدم تفكر نقادانه، نقطه ضعف جبهه انقلاب

یکی از نقاط ضعف جبهه انقلاب از نظر بنده، نداشتن تفکرنقّادانه است. برخی افراد در درون جبهه ی انقلاب، مثل اخباریون عمل می کنند. الان فضاي كشور ما، فضاي دهه شصت و شرایط جنگی نيست که عده زیادی درگیر جهاد در میدان جنگ بودند. در آن زمان، حضرت امام (ره) در قدرت و رهبري هیچ معارضی نداشتند؛ عمده ترین معارض كه گردن فرازی می‌کرد، سازمان منافقین بود. اما الان ما در یک جنگ تمام عیار و جنگ نابرابر شناختی به سر می بریم، جنگ الان ما، جنگ شاخت ها و تحليل‌ها است.  مثل قدیم نیست که همه چیز با موشک و بمب اتم و … پیش برود، الان با پنبه سر آدم را می‌برند و کاری می کنند كه طرف با دست خودش، بدون این که بفهمد، خودش را از بین ببرد. تفكر نقادانه یعنی این‌که اسیر جبهه رسانه‌ای نشويد.

در قرآن بسیار برتفکر و تعقل تاکید شده است. «اَفَلا یَعقِلُون، افلا تَعقِلُون، اَفَلا یَتَفَکَّرون،اَفَلا تَتَفَکَّرون و … » عقل، پیامبر(حجت) باطن است. برای استنباط و استخراجِ احکام و مباحث دین، عقل در حدِ قرآن و روایت جایگاه دارد. اصول دین(توحید، نبوت و …) که از احکام بسيار مهمتر است، تقلیدی نیست و بايد با تفكر و تعقل به آنها برسيم. نمی‌توانیم بگويیم به اين علت كه امام جماعت، پدرمان، استادمان و … می گويند خدا هست، پس هست.  

 

  • نبين «چه کسی» مي‌گويد، ببين «چه چیزی» مي‌گويد.

نبايد بامسائل، صفر و یکی برخورد کنیم. این دیدگاه صحیح نیست که فکر کنیم در جبهه انقلابيون، يك عده افراد کلاً آدم خوبي هستند و نمي‌ شود هیچ ایرادی از آنها گرفت، یا کلاً آدم بدي هستند، ما این وسط ديگر کسی را نداریم!! یك نفر كه دو تا خطا بکند اما باز هم خوب و قابل اعتنا باشد، نداریم!! 

برخی با اولین خطا محو میشوند و بعضی هم هستن ده تا هم خطا بکنند با «مگر می‌شود که فلانی هم خطا بکند»، ازخطايشان رد می شوند. ما در این جنگ باید بسیاردقیق و اهل تفکر باشیم و با مسائل به صورت  تقلیدی برخورد نکنیم . مسایل را کیفی ببینیم و آنها را دو قطبی نکنیم.

به طور مثال برخي اعتراض مي‌ كنند که چرا مطالب امثال آقای علیزاده درگروه مطرح می‌شود در حالی که ایشان ایراداتی دارند. خب همه‌ی ما ایراداتی داریم!! منتها حرف‌های خوبشان، خیلی حرف‌های خوبی بوده است. دلیل نمی‌شود چون این آدم در انگلیس به سرمی برد، پس کلاً مطالبشان به درد نمی‌خورد. خب! افراد بسياري را در ايران ازاین غرب زده ها داريم كه عمامه به سر هم هستند اما دست کمی از دشمنان صهیونیستی و آمریکایی ندارند. در روایت داریم كه شما نبينبد که چه كسي دارد چه چيزي می‌گويد بلكه ببینید چه می‌گويد. در آيات و روايات داريم كه منافقین از مشرکین و کفار بدترند و جایگاهشان درک اسفل است، اما دررابطه با حکمت – یعنی علم باطنی- درروایت داریم حكمت را شده از منافق بگيريد، ” خُذِالْحِکْمَه وَلَو بِالْمُنافِقْ “. حكمت بعني باطن اتفاقات. خودِ ما از روی نوشته ها و صحبت ها، ظاهر یك سری چیزها را می فهمیم، اما در روایت داریم(نقل به مضمون میکنم) که حكمت، درسینه ی منافق مثل یک شیء معلّق است که باید از آنجا بيرون بيايد و در جایگاه خودش- که سینه ی مؤمن است- بنشیند. با وجود چنین روایاتی برخی از ما راحت يك نفر را زیر سؤال می بریم . به اين دليل كه ايشان(آقاي عليزاده) انگلیس زندگی می کنند و با يك تحليل غلط مي‌گويند ايشان را بايد كنار بگذاريم. از طرفی از فلان آقا (مثلا دکتر کرمی) خیلی خوشمان می آید (بدون تحقیق و سنجش صحت سخنان ایشان) تا كسي ايشان را نقد مي‌ كند مي‌ گوييم نمي‌ شود؛ ایشان مرجع ما هستند و نباید ایشان را زیر سؤال ببریم و … نه آقای کرمی را می شود صد در صد تأیید کرد نه آقای علیزاده را می شود صد در صد رد کرد. بنده چند سال هست دارم مطالب آقای علیزاده، را دنبال می کنم ايشان جزو مؤفق ترین افراد در عکس العمل به موقع نسبت به اتفاقات، در فضای مجازی و رسانه ای هستند و توانسته اند اکثر مواقع به تنهایی بر دهان روایت های دشمن بزنند؛ به گونه‌اي كه هیچ يك از عمارهايی که می شناسیم، يك مطلب درباره آن موضوع ننوشته اند. البته مقصود هم اين نيست كه همه حرف‌های آقای علیزاده درست است.

در موضوعات مدل اخباری‌گری برخورد نکنیم. مثل اخباریون، تا يك چیزی می‌گويید، ميگويند «قرآن فلان گفته است.» يعني عقل تعطيل است. شما ببينيد مثلاً قرآن توضیح دارد، فلان حدیث هم داریم يا در برابر اين آيه، آیه دیگري هم هست، عقل هم هست. به همین ترتیب، بعضی از انقلابیون هم هستند كه فقط ميگويند «حضرت آقا فلان سخن را گفته اند یا فلان استاد، فلان عمار، فلان خطیب، فلان حرف را گفته‌اند.» خب بگويند، اين بزرگواران حرف‌هاي ديگري هم گفته اند، درثاني شما عقل هم دارید. مقصود اين نيست که بنده بدون سواد، هر چي به ذهنم رسيد بگويم و همه چيز را تأييد يا رد كنم؛ ما باید در کنار عقل، انصاف و تقوی هم داشته باشیم . هر کدام از ما به اندازه خودمان اطلاعات و دانش داریم و در كنار آن، از سطحی از تفکر و تعقل برخورداريم؛ منتها بايد آن سطح تفکر و تعقل را به کار بيندازيم. به طور مثال، وقتي شما مشكل ريه داريد و به متخصص ريه مراجعه مي‌كنيد، اما به تشخيص او شك مي كنيد نمي‌گوييد من متخصص ریه نیستم اين دكتر درست ميگويد بلكه به دو متخصص ريه دیگر هم مراجعه مي‌كنيد… این تردید [و لزوم بررسی]، در بسياري از موضوعات وجود دارد. 

 

  • هیچ کس مطلق(خوب یا بد) نیست.

آقای کرمی حرف هایی را می زنند که بسياري از  متخصصین که در دستگاههای انقلابی هم هستند، ادعاهاي ايشان را رد مي‌كنند. به طور مثال، آقای کرمی ادعا کردند آب زمزم آلوده است. آقای قاضی عسکر نماینده رهبر در سازمان حج گفتند که ما سه بار در یک سال آب زمزم را آزمایش کرديم و مشخص شد آب زمزم حتي از آب تهران هم سالم‌تر است. الان شما اینجا حرف آقای کرمی را باید بپذیرید یا حرف آقای قاضی عسکر را ؟ این چنين موارد که آقای کرمی حرفي را گفته‌اند و بخشی از آن رد شده، کم نبوده، البته من ایشان را ۱۰۰% رد نمی‌کنم. 

قبل از این که آقای علیزاده در رابطه با آقای کرمی صحبت كنند که “ایشان(دكتر كرمي) استاد اخراجی دانشگاه امام حسین هستند ، عضو هیات علمی بیمارستان دانشگاه بقیه الله هم بوده‌اند و  به اين علت كه مقالات علمی ندادند و … اخراج شدند”. بنده در جلسات عملیات عرض کردم، روی تحلیل های آقای کرمی خیلی جدی نشوید، بر اساس آنها عملیات تعریف نکنید و باید بررسی شود. در قصه ی تراریخته، کاری که آقای کرمی می‌کنند ناخواسته همان کاری است که دشمن دارد انجام مي‌دهد! به نظر من، ایشان به طور غیر مستقیم، توسط عده‌ای –عُمّال دشمن- تحریک می‌شوند. لذا خواهشمندم تفکر نقادانه داشته باشيد. هیچ کس را مطلق نگیرید، اکنون در دنيا، فقط یک نفر معصوم است كه ايشان هم، حضرت حجت(عج) هستند. ما حتی درباره ی فرمایشات حضرت آقا كه مرجع تقليد و ولی فقیه ما هستند، در دل و ذهنمان میتوانیم تردید بکنیم، برویم تحقیق کنیم و نظري بر خلاف نظر ایشان بدهيم، منتها در حیطه عمل باید مطیع دستور ایشان باشیم. مثلا اگر بنده متخصص ژنتیک هستم و معتقدم که در قصه کرونا، جنگ بیولوژیکی رخ نداده است اما رهبر می‌فرمايند كه “اگر این احتمال(جنگ بیولوژیکی) وجود دارد، آقایان نیروهای مسلح سریعا مانور سراسری راه بندازند”؛ من [اگر متخصص ژنتیک هستم] نظرم را می دهم اما بايد از نیروهای مسلح پشتیبانی کنم. البته در حوزه اظهار نظر هم اگر نظرمان مخالف نظر رهبری است، باید ادب رعایت شود و هم حواسمدباشد که اظهار نظر بنده دستاویز دشمن نشود. از جهت نظری این که ما نظر متفاوت از ولی فقیه داشته باشیم هیچ ایرادی ندارد(خود رهبری هم فرموده‌اند). گاها اتفاقات مهمی می‌افتد، اینکه عده ای صبر مي كنند و هیچ نظری نمی‌دهند تا ولی فقیه نظر بدهد بعد نظرشان را مطرح کنند، این اشتباه است. شما نظرتان را بدهید، ولی فقیه هم نظرش را می دهد؛ حال شايد اینها با هم در تناقض باشند، ایرادی ندارد.

 بحث ما در حوزه عمل و حوزه نظر هست. (البته  بعضی هستند كه در حوزه نظر با ولی فقیه مخالفت دارند و این مخالفت را با غرض مطرح میکنند!)

اگرچه تفکر نقادانه و پرهیز از اخباری گری به ما می گويد که حتی در رابطه با فرمایشات رهبر ما می توانیم تردید بکنیم، بررسی و تحقیق انجام دهيم اما در حوزه ی عمل، وقتي رهبر دستور فلان کار را دادند، ما نمي آييم عملکرد دیگری را پیشنهاد بدهيم. این كار خلاف قصه ولایت فقیه است که ما به آن اعتقاد داریم . بله آقای علیزاده در قصه ی کرونا، که گفتند “رهبر باید حکم حکومتی برای قرنطینه بدهند”، از نظر من هم حرف آقای علیزاده ایراد داشت. می‌توانست بر عکس هم باشد، بنده هم نظر آقای علیزاده باشم و هیچ ایرادی ندارد. ما می‌توانیم خلاف نظر رهبر نظر داشته باشیم اما باید مراقب ادبیاتمان و برداشتی که دشمن -از حرف ما مي‌كند- باشيم. اما به خاطر این یک مورد – كه آقاي عليزاده گفتند رهبر بايد اين كار را مي‌كرد- نمی‌توانیم بیایم و این آدم را کلا رد کنیم.

بعضی می‌گويند ایشان آمده‌اند اعتماد ما را جلب کنند و یك جایی ضربه بزنند و همه ما را گول بزنند! اين حرف یعنی چی!؟ مگر ما از بچه كمتريم؟!! ملاک تشخیص ما آقای علیزاده ، آقای حسن عباسی و … نیستند. معیارهای ما شرع مقدس، عقل، ولی فقیه -که از نظر ما دین شناس هست- و منابع دینی هستند. 

 

  • نفوذي!

نفوذ كه از طريق یك نفر که ساکن انگلیس است و سال ۸۸ از عناصر فتنه بوده است، صورت نمي‌گيرد. نفوذی ها افرادی هستند که ظاهرشان از بنده و شما حزب الهی‌تر و حرف‌هايشان انقلابی‌تر است؛ مثل رییس سایت عماریون که جاسوس اسراییل از آب در آمد . فردی بود که به رییس قوه ی قضاییه قبلی، سر قصه ی آقای احمدی نژاد آدرس غلط داد. سایت عماریون سال ۹۱ راه افتاد. با عمار معرفی کردن و حرف های انقلابی و…، کاری کرد كه برچسب جریان انحرافی را به قصه ی آقای احمدی نژاد چسباند و موارد دیگري که بسياري از آنها بعدها اثبات نشد. البته آقای احمدی نژاد خطا داشتند. بزرگترین خطاي ايشان رفاقت با آقای مشایی بود. بنده قبل اینکه آقای احمدی نژاد رییس جمهور بشود یك بار از نزدیک با آقای مشایی برخوردی داشتم. در یک جلسه كه ایشان را دیدم با خودم گفتم اصلا چرا آقای احمدی نژاد رییس جمهور شده است؟! این آقا باید رییس جمهور می‌شد ! اینقدر که این آدم ظاهر فریب بود و جذبه ی معنوی و انقلابی و… داشت. بعدها مشخص شد كه تمام مصیبت ها زیر سر همین فرد است. منتها ما در برخورد با آقای احمدی نژاد صفر و یکی برخورد کردیم و این مهره ی خیلی خوب انقلابی را توسط یک نفوذی -که مؤسس سايت عماريون بود- بد جور سوزاندیم. این فرد (موسس سايت عماريون) در صف مدافعان حرم در سوریه جهاد کرده و … . درقصه نفوذ بايد بین خودمان دنبال نفوذي بگردیم، بین افرادي که خیلی انقلابی هستند و سرعت اتفاقات را خيلي بالا می‌برند تا قدرت تحلیل از مخاطب گرفته شود!

 

  • اهميت امنيت رواني و تغذیه مردم

همه مردم مثل بنده و شما نیستند که بتوانند مواد غذایی ارگانیک تهیه کنند. کار آقای کرمی، غلط است كه مسجد به مسجد مردم را از محصولات تراریخته می‌ترسانند، اگر دغدغه مندند باید به پژوهشگاه ها بروند و با مسئولین جلسه بگذارند. تغذیه مردم مسئله مهمی است، اما نه به قیمت اینکه امنیت روانی مردم را با القاء اینکه همه چیز تراریخته است، بر هم بزنیم!! طی تحقيقي(به مدت ۲-۳ سال) درخصوص محصولات تراریخته فهمیدیم از سال ۷۱- ۷۲ بسیاری از بذرهای گندم، کل نان ها و … تراریخته هستند، همه ی محصولات تراریخته، محصولات خطرناک و مخرب نیستند. در کشورهای پیشرفته هم از اين محصولات  استفاده می‌کنند. آن‌ها هم به اندازه ما، به فکر سلامتی خویش هستند.(البته که همیشه باید به دشمن مظنون و مشکوک بود که مبادا توطئه ای در کار باشد)

باید بدانیم هرزمان امنیت ذهنی- روانی مردم را (با ترساندن از موضوعی) به هم بریزیم، با ناامید کردن دل های مردم، به دشمن کمک کرده‌ايم. با توجه به بیانات حضرت آقا «نا اميد كردن مردم» یکی از بزرگترین منکرات است. 

در پیگیری همه مشکلات هم باید توجه داشته باشیم مبادا مردم ناامید شوند، مثلا در جریان مبارزه با فساد، اگر ما مدام پرونده‌ها را برای عموم مردم تشریح کنیم، آنها نمی‌گويند غرب‌زده‌های لیبرال دزدی کرده‌اند بلکه  ناامید شده و می گويند همه مسئولين نظام دزد هستند!!!

در ایام انتخابات و در جریان راضی کردن مردم برای مشارکت حداکثری، جوابی که از مردم میشنیدم این بود که همه این‌ها(مسئولين نظام) دزد هستند. وقتي از آنها توضيح مي خواستم، مي ديدم كه مردم همه مسئولان را  یکی می‌بینند. در ذهن ۷۰- ۸۰ درصد مردم، آقای رییس جمهور با آقای رهبر تقریباً یکی است، این تفکیکی که ما داریم آن‌ها ندارند. لذا مهم ترین امر این است كه مردم ناامید نشوند و کار سختی است؛ چرا که بعضی مشکلات و منکرات باید رسانه ای شوند و از طرفی هم باید(مواظب باشيم) مردم نااميد نشوند! 

این که خیلی ها باد در غبغب می‌اندازند و مي‌گويند« داخل سوسیس و کالباس گوشت سگ یا گربه میریزند.»؛ خب این‌ها مهر استاندارد دارد، وزارت بهداشت بازدیدهای روزانه دارد، خیلی سخت گیری می کنند. استفاده از سوسیس و کالباس اصلاً خوب نیست؛ اما کارگری که حقوقش ماهی ۵/۱ میلیون است و ۲ تا بچه دارد و سال تا سال نمی تواند گوشت بخرد، قوت (غذای) غالبش این است. حال ما بياييم، آموزه های طب سنتی را به رخ مردم محروم و مردم کف خیابان، بكشيم و مردم را بترسانيم!!! بعضی ها هستند برا ی این‌که منبر داغ داشته باشند، کار عمیق علمی نمي‌کنند؛ آن‌ها حرف‌هایی را داغ می کنند و همه جا هم دعوتشان می‌کنند. براي جذب مخاطب، حرف داغ و حرف زرد زدن کاری ندارد.  صحبت‌های آقای کرمی حتی اگر درست هم باشد، برای بنده محل تردید است، بنده براي تحقيق در اين زمينه وقت گذاشتم، محصولات تراريخته به این صورت (قاطعیت) که آقای کرمی می‌گويد، نیست.

این همه آدم دارند با استفاده از اين مواد غذايي، زندگی می کنند و عمرشان هم به اندازه ماست. عمر دست خداست و ما باید وظيفه خودمان را انجام دهیم و از خودمان مراقبت کنیم. طب سنتی حرف‌هايي براي گفتن دارد منتها نحوه گفتن هم مهم است. اين‌که آقای تبریزیان کتاب مرجع هاريسون را آتش زده و ملت را یاد قرون وسطا انداخته است؛ مردم مي گويند اين فرد نميتواند حرف خود را اثبات كند و پيش ببرد اين كار را كرده است، [همین حرکت اشتباهِ آقای تبریزیان] باعث شده كه عده ای سراغ آموزه‌هاي طب سنتي نمي‌روند. بنده در این قصه دست نفوذ را می‌بینم.

 

  • اثربخشِ(هدایتگر) حقیقی، خداست!

ما تفکر نقادانه داشته باشیم، چشم بسته حرف کسی را قبول نکنیم، چشم بسته هم یکی را رد نکنیم. دو طیف مثال می‌زنم، یکی آقای علیزاده که به انگلیسی- صهيونيستی بودن و …  متهم است و یکی هم آقاي دكتر کرمی که خیلی انقلابی هستند كه اوایل اسفندماه فرمودند:« این کرونا آن‌قدر هم که می گويند چیز بزرگی نیست و مثل آنفولانزا حتی ضعیف‌تر است … . طي دو ماه گذشته ۶-۵ هزار نفر در کشور ما- به علت ابتلا به كرونا- کشته شدند. چه موقع درکشور ۵-۶ هزار نفر در اثر آنفولانزا تلفات داشته‌ایم؟! خیلی سریع یك حرف کارشناسی زدند و الان حرفشان زیر سوال است. يا این‌که «کرونا خیلی ساده تر از سرما خوردگی وآنفولانزاست و …»  بعد هم ادعا كردند كه « اين جنگ بیولوژیک است و با مسائل بیولوژیک، مي توانند روي چیزهاي اعتقادی تاثیر بگذارند.» با این حرف کل سیستم کائنات را زیر سؤال بردند!! این حرف به سادگي با آموزه‌هاي ديني ما، قابل رد شدن است، تخصص  ژنتیک هم نمی خواهد. يا این‌که ایشون سطح فرمایشات داغشان را خیلی بالا برده‌اند، که دشمن می تواند با تغییرات ژنتیکی روي اعتقادات هم تاثیر بگذارد. پس از آن طرف هم مي‌تواند باشد، که مثلاً انقلابیون می توانند با تغییرات ژنتیکی روی اعتقادات تاثیر خوب بگذارند. پس آیه قرآن چه مي‌شود؟؟ كه “خداوند به پیامبر(ص) فرمودند که: «إنّک لا تهدی مَن احبَبتَ ولکنَّ الله یهدی مَن یَشاء»تویِ پیامبر هرکسی راکه دلت بخواهد نمیتوانی هدایت کنی، كسي که من بخواهم هدایت می‌شود”. پسر اولین خلیفه ملعون (محمد بن ابي بكر)، فدایی امیرالمومنین(ع) مي‌شود و پسر امام هادی(ع) (جعفر كذاب) کارگزار خلیفه عباسی، مي‌شود. آيا امام هادی لقمه حرام به فرزندشان دادند يا روش‌هاي تربیتی بلد نبودند؟!

بعضی ها مردم را از لقمه حرام می‌ترسانند كه بانک‌ها فلان(ربا خوار)‌ هستند، لقمه کارمندهای بانک حرام است و… واقعا اگر هم این‌گونه باشد، نباید به این صورت(صریح) مطرح شود. ما مستقبم وغیر مستقیم، چند میلیون کارمند بانک داریم، شما فکر نمی‌کنید چه بلایی سر آن‌ها وخانواده‌هايشان می‌آيد؟ مملکت رهبر دارد، ولی فقیه دارد، بانک مرکزی شورای استفتاء دارد! مصاديق ربا به اين سادگي نيست. بعضی مي آيند موضوعِ لقمه حرام را [بیش از حد] داغ می‌کنند. منظور اين نيست كه روی لقمه حرام حساس نباشید؛ چرا که اگر به اندازه یک دانه ارزن(!) با چشمان باز و با علم قبلی، لقمه حرام بخوریم، ممکن است تا مرز کشتن امام معصوم پیش برویم. منتهی به اين صورت هم که این بزرگواران می گويند، نیست! حضرت موسی(ع) پیغمبر اولوالعزم، درون آشپزخانه فرعون (مدعی اولوهیت، ظالم و …) ، غذا می‌خورد و در دامن فرعون بزرگ شد و پیامبر اولوالعزم شد! بعضی‌ افراد، همه چیز را به لقمه حرام بر می‌گردانند؛ البته لقمه حرام وحشتناک است. صحبت امام حسین(ع) در روز عاشورا گوشه ذهن ما هست(شکم های شما از لقمه حرام پر شده که حرفهای مرا گوش نمی دهید)، منتهی ما به هر چیز بايد به اندازه بپردازیم.

 

  • عملکردهایمان دستاویز دشمن نشود!

با این عملکرد(شیوه)، امنیت غذایی، امنیت روانی مردم (در کسب وکار) ، بانکها و وام براي خريد خانه و ماشین، همه را بر هم می زنیم. من نمی گويم در این حوزه ها ایراد نیست، بحث من «تفکّر نقّادانه» است، و اینكه از عقل و فكرمان خيلي کار بکشیم. چشممان به دهان رهبر باشد (البته نه با اخباری گری). در خصوص صحبت هایشان بیندیشیم، فرمایشاتشان را کنار هم ببینیم و پرورش دهیم. اول انقلاب دشمن از همین عملکردها و دیدگاه های نقادانه (صِرف!!)- كه الان بین برخی انقلابیون هست- استفاده و شهید بهشتی را جزو منفورترین افراد بین انقلابیون کرد و به ایشان برچسب لیبرالی و ضد انقلابی می زدند؛ ایشان که اهل تفکرنقادانه بود و مردم را دعوت به تفکر و کار تشکیلاتی می‌کرد!! اما با شهادشتشان ورق برگشت و حقیقت روشن شد. جالب است برخي از همان انقلابيون داغ،  بعد ها(به مرور) ضد انقلاب و غربزده هم شدند. تفكر نقادانه یعنی این‌که اسیر جبهه رسانه‌ای نشويد.

 

  • کار تشکیلاتی یعنی همفکری گروهی

کار تشکیلاتی یعنی همفکری گروهی، یعنی اعضاء هم اندازه هم و همه مثل هم هستند. این نیست که یك نفر رئیس( عقل کل) بقیه عقلشان ناقص باشد و باید به حرف رييس گوش دهند. بسياري از هیئت‌های ما این گونه است كه مداح يا سخنران، عقل کل آنجاست و دیگر هیچ کس نبايد روي حرف حاج آقا یا فلان مداح حرف بزند. 

در همين گروه، در جریان نقد یکی از مداحان معروف به سبب  نشست و برخاست با فلان فاسدِ گردن کلفت(حسن رعیت)، بخاطر نبودن تفکر نقادانه، با برخی اعضاء به مشکل برخوردیم که شما دارید آبروی امام حسین را می برید!!! در صورتی که نقد، به عملکرد یک مداح بود که با خطایش باعث بی آبرویی خویش شده بود. آن مداح گفتند بعد پايان دهه محرم توضیح  می‌دهند اما بعد از ۸ ماه هنوز توضيحي نداده‌اند!

 

  • هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد.

در دهه هفتاد، یکي از ائمه جمعه با اين كه از مجتهدين بودند ، یک روایت درباره زکات در خطبه هاي نماز جمعه خواند به اين مضمون كه “اگر کسی زکاتش را پرداخت نکند، موقع مرگ به او میگويند تو مسلمان نیستی، دینت را انتخاب کن، مي‌خواهی مسیحی بمیری، یهودی یا .. ! يعني زکات ندادن اینقدر وحشتناک است. ای مردم نانی که از نانوایی می‌خرید، مشکل دارد؛ چون برخی از کشاورزها زکاتشان را نمی‌دهند وگندمشان را تحویل سیلو می‌دهند و با گندم بقیه کشاورزان که زکات می‌دهند قاطي مي‌شود، شما وقتي آن نان را مي‌خوري، اثرات وضعی دارد. هرکس می‌خواهد نانی را  بخرد باید از طرف آن کشاورز که ممکن است زکاتش را نداده باشد، زکاتش را پرداخت کند”. … یک نگرانی میان مردم به وجود آمد … بنده رفتم در مورد اين قضيه تحقيق كردم، گفتند نه اصلا چنین چیزی نیست، كسي که زکات پرداخت نكرده، مشکل با خود اوست.

برفرض اگر صحت هم داشته باشد، بالای منبر جاي این صحبت نيست. الان مثل قدیم نیست که هرکس جلوی خانه‌اش گندم بکارد و درو و آرد کند و نان بپزد. همه از نانوایی نان می‌خرند. منشأ بسياري از کالا هايي که استفاده می‌کنیم، از یك سری یهودی، صهیونسیت يا اروپایی است كه خريده اند و ما داریم استفاده می‌کنیم. 

در جریان تفکر نقادانه، دقت کنیم حرف درست و حق را کجا می زنیم. بیان حرف درست و حق در هرجا (بدون سنجیدن شرایط و …)، نشانه کم خردی وکم عقلی است. تا جایی که می‌توانیم باید بار را از روی دوش رهبر برداریم. وقتی ما مردم را می‌ترسانیم، بارِ دوشِ حضرت اقا سنگین‌تر می‌شود، چون ايشان بايد ۸۵ میلیون نفر را اداره کنند. در موضوع فساد، نقدی که ما به جنبش عدالتخواهان داریم با اين كه جوان‌های بسیار خوب و مجاهد و جنگنده و انقلابی هستند و در موارد بسياري، بنده به جنبش عدالتخواه ارجاع دادم و از ايشان کمک گرفتیم- از یك جایی به بعد حرف‌هایی که می‌زنند، مردم به کل نظام بدبین مي‌شوند چون اکثر مردم همه مسئولین را یکی می بینند و میان اجزای نظام اسلامی تفکیک قائل نمی شوند. 

 

  • کمک به اقتصاد حکومت اسلامی

بورس، جای خیلی خوبی برای سرمایه گذاری است. به این شرط که فقط شما وارد بورس شوید، و عرضه اولیه شرکت‌ها را بخرید اما وارد معاملات بعدی آن نشوید که بسیار خطرناک و پرریسک است، پولی را وارد معاملات كنيد که سرمایه اصلی زندگیتان نباشد تا اگر ازدست رفت، ناراحت نشوید. عرضه اولیه مثل همین «شَستا» که شاید در تاریخ بورس ایران بزرگترين عرضه اوليه باشد.

با خرید عرضه اولیه شرکت ها هم به ا قتصاد حکومت اسلامی و هم به آن مجموعه ها کمک می شود، معمولا هم ضرر نمی کند و سود خوبی دارد اما کم است. منتهی وارد مراحل بعدی اش نشوید.

 

  • حقايقي در مورد تأمين اجتماعي

در جمهوری اسلامی به حقوق کارگران ظلم می‌شود. این‌که از کارگران ۳۰% حق بیمه کم می‌شود و به صندوق تأمین اجتماعی ریخته می‌شود تا برای آنها بیمه حوادث، حقوق بازنشستگی و … از این ۳۰ درصد تأمین شود.  مجموعه تامین اجتماعی با اين پول‌ها کارخانه مي‌خرد و کاسبی مي‌كند تا این پول اضافه شود. اتفاق وحشتناکي که در اين زمينه افتاده اين است كه یکسری کارگر- که کارمند دولت هم نیستند- پول خود را به دولت مي‌دهند (این اولین خطا) و صندوق تامین اجتماعی هم (بدون اجازه از کسی)به دولت، قرض می‌دهد. الان نزدیک ۳۰۰- ۴۰۰ هزار میلیارد تومان دولت به صندوق تامین اجتماعی بدهکار است. قرار بوده با اين پول‌ها براي كارگران بیمارستان ساخته شود تا خدمات درمانی راحتتر در اختیار کارگران قرارگیرد. اما الان مثلا در بیمارستان میلاد يك نوبت دندانپزشکی زودتر از ۶ ماه نمی‌توانید بگيريد يا بيمارستان‌هاي معدود ديگر که بسیار شلوغ هستند و اصلاً نمی‌شود از خدمات آن‌ها استفاده کرد. چون آن پول کسر شده از حقوق کارگر(حق بیمه) ، به جای آنکه برای ساخت بیمارستان استفاده شود، به جيب دولت رفته است. از طرفی قرار بود در تامین اجتماعی با پول کارگران، برایشان امكانات رفاهي ایجاد شود اما در دولت آقای روحانی و آقای احمدی‌نژاد به جای پرداخت بدهی سنگینشان به تامین اجتماعی، یک سری شرکت ورشکسته دولتی که زيان‌ده بودند، تحویل تامین اجتماعی دادند(به عنوان بخشی از بدهی شان). بعد برای اینکه در آن کارخانه بسته نشود و همان کارگر بیکار نشود از همین پول کارگران که در این کارخانه ها مشغول به کار بودند براي کارخانه‌ها خرج کردند تا آن‌جا بسته نشود. از طرف ديگر به علت نبود شفافیت و قوانین عجیب و غریب، بزرگترین حقوق‌های نجومی را از صندوق تامین اجتماعی داشته‌ايم. يعني مديران تامين اجتماعي، از ۳۰ درصد حقوق کارگران، حقوق های چند ده میلیونی برای خود تصویب کرده‌اند. شستا – شرکت های سرمایه گذاری تامین اجتماعی- به حیاط خلوت دولت‌ها تبديل شده است؛ دولت عوض می‌شود، وزیر عوض می‌شود، وزير جديد، رئیس شستا را عوض می کند و آدمِ خودش را به عنوان رييس آن‌جا می‌گذارد. طرف در عمرش يك كارگاه ۹ متري را مديريت نكرده، رئیس کارخانه مي‌شود درنتیجه کارخانه زیان‌ده می شود و باز چرخه برداشتن از حقوق کارگر برای سر پا نگهداشتن آن کارخانه و …. هیچ کس هم جلوی آنها را نمی گیرد.

اصلاح اين كار بايد توسط گروه هاي مردمي انجام شود ما واقعاً توان نداریم. براي اين كار لازم است تا گروه‌های متعدد در قسمت عملیات داشته باشیم و چندین ماه کار تحقیقاتی بکنند و مشکلات هیئت مدیره ها رسانه ای شود تا مشکلی حل بشود …

پس از طعنه هایی که به دولت سر جریان تامین اجتماعی زده شد، دولت یک قدم برداشت ، آن را در بورس عرضه و به مردم واگذار کرد، اما تنها ۱۰%  به دست مردم آمده، و ۹۰% آن دست خود دولت است لذا مدیران شستا رو خود دولت تعیین می کند. البته با تمام این حرف‌ها، اتفاق خوبی است و باید فشار آورد که این عرضه آن قدر زیاد شود که ۵۰ درصد را رد بکند به ۷۰-۸۰% برسد تا بتوان در مجمع عمومي برای تعيين اعضاي هيأت مديره آن شركت كرد و مدیریت را از دست دولت خارج کرد، تا در نهایت به دست صاحبان این مجموعه(مردم) بیفتد.

 

  • برای تحقق« شفافیت» به رسانه قوی نیازمندیم.

ما چه کار کنیم که از اتفاقات عقب نیافتیم؟ کارگروه انتخابات طراحی شده است. باید تک تک نماینده‌ها تحت نظر اعضای راه بیداری ‌باشند و رفت و آمدها رصد ‌شود، اين‌كه وقتی شرکت می زنند ، وارد کمیسیونی نشوند که همسو با همان فعاليت اقتصادي شرکت شان باشد، و به نفع خودشان قانون تصویب کنند! 

بسياري از این اتفاقات به خاطر نبود شفافیت رخ مي‌دهد. خود حکومت شفافیت را نمی‌تواند ايجاد کند. مردم باید روی دولت پروژکتورهای بسیار قوی و پرنور بيندازند تا تمام جزئیات شفاف شود. وقتی شفافيت رخ دهد احتمال اینکه به عدالت برسیم خیلی بیشتر است. یکی از ابزار شفافیت، رسانه‌های غیر حکومتی است. رسانه‌های ما غالباً حکومتی هستند. بعضی از رسانه‌های مستقل هم از بیرون از کشور با پول آمریکا و صهیونیست، تغذیه می‌شوند و ضد انقلاب های درجه یک هستند و هدفشان جریان آزاد اطلاعات نیست. ما به عنوان جریان های مردمی باید صاحب رسانه های قدرتمند شویم. برای رسیدن به اين هدف، باید در تشکل، پشت به پشت هم بدهیم تا ان‌شاءالله بتوانیم به جایی برسیم که صاحب رسانه قدرتمند بشویم. صاحب سوت با صداي بلند، بلندگو و نورافکن های بلند محکم و قوی شویم که نقطه مبهمي در مملکت باقی نماند. باور کنید اگر همه دنیا ما را تحریم کنند، ما در داخل به قدري پتانسیل و امكانات داریم که می‌توانیم جزء مرفه ترین کشورهای دنیا شویم.  منتها ما نمی‌توانیم استفاده بکنیم. طبیعتا نباید از مسئولین توقع داشته باشیم که به ما رسانه مستقل بدهند. این از آن حرف‌های متناقض است. نباید انتظار داشته باشیم مسئولين، خودشان را نهي از منكر كرده و شفاف سازی کنند. با کار تشکیلاتی و پشت به پشت هم دادن ان‌شاالله بتوانیم به این نقاط برسیم. 

 

  • به اُبهّت دشمن نیافزاییم.

نظریه هایی وجود دارند که تحققشان در آینده دور از ذهن نیست. (مثل اين‌ که مي‌شود بشر را با یک تراشه کنترل کرد) به طور مثال، بحث جابجایی ماده از طریق تبدیل ماده به انرژی، جابجايي انرژي و دوباره تبدیل انرژي به ماده امكان پذير است. این نظریه در فیزیک قابل اثبات است و عملا امكان پذير است. فرض كنيم می توانند با يك تراشه ذهن سربازي که می‌ترسد را كنترل و او را وادار به شلیک کنند. بحث ما، بحث اعتقادات است که خداوند گفته هدایت دست من است. در دامن فرعون حضرت موسی(ع) و در دامن امام هادي (ع)،  جعفر کذاب پرورش مي‌يابد، ما این موارد را هم داریم.

 مقصود اين نيست كه در مورد اين نظریه ها صحبت نشود بلكه منظور اين است كه جاي آن بین عوام الناس نیست که افراد بترسند. با اين سخنان فقط ابهت دشمنان را زیاد مي‌کنند -که این‌ها حتی مي‌توانند اعتقادات شما را هم عوض کنند این در حالی است که دشمن در حل برخی مشکلاتش درمانده شده است. جاي مطرح كردن اين مباحث در کرسی‌های دانشگاهی است.

نباید غافل شد که سنت های الهی بر این دنیا حاکم است و هدایت دست خداست. ما الان در نوجوان‌ها و جوان‌های بيست و چند ساله با وجود فضاي مجازي كثيف، رويش هايي را مي بينيم كه نمونه آن‌ها را در صدر اسلام مي شد ديد. این ها از مصادیق هدايت الهي است. 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


7 × 4 =

fa_IRPersian
fa_IRPersian