آخرین مطالب

عضویت در سامانه پیامکی با ارسال «عضویت» به 09199380946

تفسیر وترجمه آیات ۱۱۱و ۱۱۲ سوره مبارکه توبه

تفسیر وترجمه آیات ۱۱۱و ۱۱۲ سوره مبارکه توبه

ان الله اشترى من المؤ منين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة يقتلون فى سبيل الله فيقتلون و يقتلون وعدا عليه حقا فى التوراة و الانجيل و القرءان و من اوفى بعهده من الله فاستبشروا ببيعكم الذى بايعتم به و ذلك هو الفوز العظيم (۱۱۱)
التئبون العبدون الحمدون السئحون الركعون السجدون الامرون بالمعروف و الناهون عن المنكر و الحفظون لحدود الله و بشر المؤ منين (۱۱۲)

ترجمه :

۱۱۱ – خداوند از مؤ منان جانها و اموالشان را خريدارى مى كند كه (در برابرش ) بهشت براى آنان باشد (به اين گونه كه ) در راه خدا پيكار مى كنند، مى كشند و كشته مى شوند، اين وعده حقى است بر او كه در تورات و انجيل و قرآن ذكر فرموده ، و چه كسى از خدا به عهدش وفادارتر است ، اكنون بشارت باد بر شما به داد و ستدى كه با خدا كرده ايد و اين پيروزى بزرگى (براى شما) است .
۱۱۲ – (مؤ منان كسانى هستند كه ) توبه كنندگانند، و عبادتكاران ، و سپاسگويان و سياحت كنندگان ، و ركوع كنندگان ، و سجده آوران ، و آمران به معروف ، و نهى كنندگان از منكر، و حافظان حدود (و مرزهاى ) الهى و بشارت بده (به اينچنين ) مؤ منان !
تفسير نمونه آیت الله العظمی مکارم شیرازی :
يك تجارت بى نظير
از آنجا كه در آيات گذشته در باره متخلفان و جهاد سخن به ميان آمد، در اين دو آيه مقام والاى مجاهدان با ايمان ، با ذكر مثال جالبى ، بيان شده است .
در اين مثال خداوند خود را خريدار و مؤ منان را فروشنده معرفى كرده و مى گويد (خداوند از مؤ منان جانها و اموالشان را خريدارى مى كند، و در برابر اين متاع ، بهشت را به آنان مى دهد) (ان الله اشترى من المؤ منين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة )
و از آنجا كه در هر معامله در حقيقت (پنج ركن اساسى ) وجود دارد كه عبارتند از خريدار، فروشنده ، متاع ، قيمت و سند معامله ، خداوند در اين آيه به تمام اين اركان اشاره كرده است .
خودش را (خريدار) و مؤ منان را (فروشنده ) و جانها و اموال را (متاع ) و بهشت را (ثمن ) (بها) براى اين معامله قرار داده است .
منتها طرز پرداخت اين متاع را با تعبير لطيفى چنين بيان مى كند:  (آنها در راه خدا پيكار مى كنند، و دشمنان حق را مى كشند و يا در اين راه كشته مى شوند و شربت شهادت را مى نوشند) (يقاتلون فى سبيل الله فيقتلون و يقتلون )
در حقيقت دست خدا در ميدان جهاد براى تحويل گرفتن اين متاع اعم از جان ، و يا اموالى كه در جهاد مصرف مى شود آماده است !.
و به دنبال آن به (اسناد) معتبر و محكم اين معامله كه پنجمين ركن است اشاره كرده مى فرمايد:  (اين وعده حقى است بر عهده خداوند كه در سه كتاب آسمانى تورات ، انجيل و قرآن آمده است ) (وعدا عليه حقا فى التورات و الانجيل و القرآن ).
البته با توجه به تعبير (فى سبيل الله ) به خوبى روشن مى شود كه خداوند خريدار جانها و تلاشها و كوششها و مجاهدتهاايست كه در راه او صورت مى گيرد يعنى در راه پياده كردن حق و عدالت و آزادى و نجات انسانها از چنگال كفر و ظلم و فساد.
سپس براى تاءكيد روى اين معامله بزرگ اضافه مى كند (چه كسى وفادارتر
به عهدش از خدا است ؟ (و من اوفى بعهده من الله ).
يعنى گر چه بهاى اين معامله فورا پرداخته نمى شود، اما خطرات نسيه را در بر ندارد! چرا كه خداوند به حكم قدرت و توانائى و بى نيازى از هر كس نسبت به عهد و پيمانش وفادارتر است ، نه فراموش مى كند، نه از پرداخت عاجز است ، و نه كارى بر خلاف حكمت انجام مى دهد كه از آن پشيمان گردد و نه العياذ بالله خلاف مى گويد، بنابراين هيچگونه جاى شك و ترديد در وفادارى او به عهدش ، و پرداختن بها در راس موعد، باقى نمى ماند.
و از همه جالبتر اينكه پس از انجام مراسم اين معامله ، همانگونه كه در ميان تجارت كنندگان معمول است ، به طرف مقابل تبريك گفته و معامله را معامله پر سودى براى او مى خواهد و مى گويد: (بشارت باد بر شما به اين معامله اى كه انجام داديد) (فاستبشروا ببيعكم الذى بايعتم به )
(و اين پيروزى و رستگارى بزرگى براى همه شما است ) (و ذلك هو الفوز العظيم ).
نظير همين مطلب به عبارات ديگرى در سوره صف ، در آيات ۱۰ و ۱۱ آمده است ، آنجا كه مى فرمايد (يا ايها الذين آمنوا هل ادلكم على تجارة تنجيكم من عذاب اليم تؤ منون بالله و رسوله و تجاهدون فى سبيل الله باموالكم و انفسكم ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون ). يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنات تجرى من تحتها الانهار و مساكن طيبة فى جنات عدن ذلك الفوز العظيم )
در اينجا انسان از اين همه لطف و محبت پروردگار در حيرت فرو مى رود، خداوندى كه مالك همه عالم هستى ، و حاكم مطلق بر تمام جهان آفرينش است ،
و هر كس هر چه دارد از ناحيه او دارد، در مقام خريدارى همين مواهبى كه به بندگان بخشيده بر مى آيد و اعطائى خود را به بهائى صد چندان مى خرد.
عجيبتر اينكه جهادى كه باعث سر بلندى خود انسان و پيروزى و افتخار هر قوم و ملتى است ، و ثمراتش سرانجام به خود آنها باز مى گردد، به عنوان پرداخت اين متاع شمرده است .
و با اينكه بايد در مقابل متاع و بها معادله اى باشد اين تعادل را ناديده گرفته و سعادت جاويدان را در برابر يك متاع ناپايدار كه به هر حال فانى شدنى است (خواه در بستر بيمارى و خواه در ميدان جنگ ) قرار داده .
و ازين مهمتر، با اينكه خدا از همه راستگويان راستگوتر است و نياز به هيچگونه سند و تضمينى ندارد، مهمترين اسناد و تضمينها را براى بندگانش قائل شده است .
و در پايان اين معامله بزرگ به آنها تبريك مى گويد و بشارت مى دهد، آيا لطف و محبت و مرحمت از اين بالاتر تصور مى شود؟!
و آيا معامله اى از اين پرسودتر وجود دارد؟
لذا در حديثى از (جابر بن عبد الله انصارى ) مى خوانيم هنگامى كه آيه فوق نازل شد، پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در مسجد بود، حضرت آيه را با صداى بلند تلاوت كرد و مردم تكبير گفتند، مردى از انصار پيش آمد از روى تعجب از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) پرسيد: راستى اين آيه بود كه نازل شد؟ پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود آرى .
مرد انصارى گفت (بيع ربيح لا نقيل و لا نستقيل ): چه معامله پر سودى ؟ نه اين معامله را باز مى گردانيم و نه اگر بازگشتى از ما بخواهند مى پذيريم !
همانگونه كه روش قرآن مجيد است كه در آيه اى سخنى را به اجمال برگذار مى كند و در آيه بعد به شرح و توضيح آن مى پردازد، در دومين آيه مورد بحث مؤ منان را كه فروشنده گان جان و مال به خدا هستند با نه صفت بارز معرفى مى كند.
۱ – (آنها توبه كارانند) و دل و جان خود را به وسيله آب توبه از آلودگى گناه شستشو مى دهند (التائبون ).
۲ – (آنها عبادت كارانند و در پرتو راز و نياز با خدا و پرستش ذات پاك او خود سازى مى كنند). (العابدون )
۳ – (آنها در برابر نعمتهاى مادى و معنوى پروردگار سپاس مى گويند) (الحامدون ).
۴ – (آنها از يك كانون عبادت و پرستش به كانون ديگرى رفت و آمد دارند) (السائحون ).
و به اين ترتيب برنامه هاى خود سازى آنان در پرتو عبادت ، در محيط محدودى خلاصه نمى شود، و به افق خاصى تعلق ندارد، بلكه همه جا كانون عبوديت پروردگار و خودسازى و تربيت براى آنها است ، و هر كجا درسى در اين زمينه باشد طالب آنند.
(سائح ) در اصل از ماده (سيح ) و (سياحت ) به معنى جريان و استمرار گرفته شده .
و در اينكه منظور از سائح در آيه فوق چه نوع سياحت و جريان و استمرارى است در ميان مفسران گفتگو است .
بعضى همانگونه كه در بالا گفتيم سير در ميان كانونهاى عبادت گرفته اند، در حديثى از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مى خوانيم (سياحة امتى فى المساجد) (سياحت امت من در مساجد است ).
بعضى ديگر (سائح ) را به معنى (صائم ) و روزه دار گرفته اند، زيرا روزه يك كار مستمر در سراسر روز است ، در حديث ديگرى مى خوانيم كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود (ان السائحين هم الصائمون ):  (سائحان روزه دارانند).
بعضى ديگر از مفسران سياحت را به معنى سير و گردش در روى زمين و مشاهده آثار عظمت خدا و شناخت جوامع بشرى و آشنائى به عادات و رسوم و علوم و دانشهاى اقوام كه انديشه انسان را زنده و فكر او را پخته مى سازد، دانسته اند.
بعضى ديگر از مفسران سياحت را به معنى سير و حركت به سوى ميدان جهاد و مبارزه با دشمن مى دانند، و حديث نبوى معروف را (ان سياحة امتى الجهاد فى سبيل الله )  (سياحت امت من جهاد در راه خدا است ) شاهد آن گرفته اند.
و سر انجام بعضى آنرا به معنى سير عقل و فكر در مسائل مختلف مربوط به جهان هستى ، و عوامل سعادت و پيروزى ، و اسباب شكست و ناكامى دانسته اند.
ولى با توجه به اوصافى كه قبل و بعد از آن شمرده شده معنى اول مناسبتر از همه به نظر مى رسد، هر چند اراده تمام اين معانى از اين كلمه ، نيز كاملا ممكن است ، زيرا همه اين مفاهيم در مفهوم سير و سياحت جمع است .
۵ – (آنها كه در برابر عظمت خدا ركوع مى كنند) (الراكعون ).
۶ – (آنها كه سر بر آستانش مى سايند و سجده مى آورند) (الساجدون ).
۷ – (آنها كه مردم را به نيكيها دعوت مى كنند) (الامرون بالمعروف ).
۸ – (آنها كه تنها به وظيفه دعوت به نيكى قناعت نمى كنند بلكه با هرگونه فساد و منكرى مى جنگند) (و الناهون عن المنكر).
۹ – و (آنها كه پس از اداى رسالت امر به معروف و نهى از منكر، به آخرين و مهمترين وظيفه اجتماعى خود يعنى حفظ حدود الهى ، و اجراى قوانين او، و اقامه حق و عدالت قيام مى كنند) (و الحافظون لحدود الله ).
پس از ذكر اين صفات نه گانه ، خداوند بار ديگر چنين مؤ منان راستين و تربيت يافتگان مكتب ايمان و عمل را تشويق مى كند، و به پيامبرش مى گويد (اين مؤ منان را بشارت ده ) (و بشر المؤ منين ).
و از آنجا كه متعلق بشارت ذكر نشده و يا به تعبير ديگر بشارت بطور مطلق آمده است ، مفهوم وسيعى را مى فهماند كه هر خير و سعادتى را در بر مى گيرد، يعنى آنها را به هر خير و هر سعادت و هر گونه افتخار بشارت ده !.
توجه به اين نكته نيز لازم است كه قسمتى از اين صفات نه گانه (شش صفت اول ) مربوط به جنبه هاى خودسازى و تربيتى افراد است ، و قسمت ديگرى (دو صفت هفتم و هشتم ) به وظائف حساس اجتماعى و پاكسازى محيط جامعه اشاره مى كند، و آخرين صفت حكايت از مسؤ وليتهاى همگانى در مورد تشكيل حكومت صالح و شركت فعالانه در مسائل مثبت سياسى دارد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


2 − 2 =

fa_IRPersian
fa_IRPersian